اشغال آرام سایین قالا(شاهین دژ) از سوی اکراد همچنان ادامه دارد
چاغداش تبریزلی(1387.02.12)
افزایش روند مهاجرت کردها از استان کردستان و دیگر کشورهای همجوار منطقه به سوی استان آذربایجان غربی همچنان ادامه دارد. این مهاجرتها بیشتر در شهرهای جنوبی این استان یعنی، تیکان تپه(تکاب)، سایین قالا(شاهین دژ)، قوشاچای(میاندوآب) و سولدوز(نقده) بیشتر از شهرهای شمالی این استان مشاهده می شود. با این وجود کم اهمیت انگاشتن حوادث شهرهای شمالی استان نظیر سلماس، خوی، چالدران، ماکو و... مخصوصا از طرف برخی فعالین حرکت ملی (در صورت آگاهی آنها از عمق فاجعه) غیرقابل بخشش خواهد بود. ذکر نکتهای در اینجا ضروری بنظر میرسد و آن اینکه در نبود هرگونه آمار مستند تنها با اکتفا به بافت ظاهری شهرها به این نتیجه خواهیم رسید که در قسمت شمالی استان آذربایجان غربی بیشترین هجوم مهاجران کُرد را مخصوصا پس از انقلاب 57 شهر سلماس متحمل شده است. از طرفی هم تلاش احزاب کردی دموکرات مسلح !!! در راستای بزرگتر کردن محدوده جغرافیایی تحت تسلط اکراد به وسیله ی اشغال و قتل و غارت شهرهای همسایگان خود، شهرهای ترکنشین واقعشده در ترکیب استان کردستان(بیجار و قروه) و کرمانشاه(سونقور) همچنین قسمتهای غربی استان زنجان وهمدان را نیز مورد تهدید قرار داده است.
پس از شکست مفتضحانه احزاب کومله و دموکرات! و عدام توانایی نفوذ و ریشه اندازی پژاک در جامعه اکراد ایران در مقایسه با کومله و دموکرات امروزه شاهد شدت گرفتن روند مهاجرت اکراد به سوی استان آذربایجان غربی هستیم. آنچه مسلم است اینست که دیگر اکراد فهمیدهاند که محیط ایران کنونی برای مبارزه مسلحانه و اعمال ماجراجویانهی مخصوص به خودشان مناسب نیست، پس به خیال خودشان بهترین و کم دردسرترین راه مبارزه را در نفوذ آرام به اراضی ملل دیگر بخصوص اراضی تاریخی آذربایجان میدانند. با اندکی دقت در حوادث یک دههی گذشته متوجه خواهیم شد که کینه تاریخی یکطرفه و بیمورد اکراد و حس ترکستیزی آنها اینبار با تغییر تاکتیک یعنی بدون سلاح و با اشغال نرم و بدون جنگ و خونریزی شهرهای ترکنشین همواره ادامه دارد. بافت عشیرهای اقوام و ایلات اکراد، مناطق کوهستانی که بیشتر مورد علاقه اکراد است، سابقه داشتن احزاب، سابقه تاریخی مسلح بودن، سابقه تاریخی اطاعت از اربابان گوناگون در طول تاریخ( بطوریکه هیچ یک از جریانات قیامهای اکراد را نمی توان یافت که بدون حمایت مستقیم دول خارجی بوده باشد.)همه و همه از عوامل به موفقیت رسیدن نسبی آنها در اشغال موقت بخشهایی از آذربایجان غربی در راستای رسیدن به اهداف پست خود نظیر تشکیل کرستان بزرگ!!! از طریق اشغال اراضی تاریخی و ائتنیک همسایگان خود بوده است.
با اندکی دقت در مورد افزایش روند مهاجرت اکراد به شهرهای استان آذربایجان غربی و همچنین دقت در اصلیت این اکراد نکته ای را درمییابیم و آن اینست که شهرهای ترک نشین این مناطق همواره از اکراد ساکن شهرهای کردنشین غربی و جنوبی مشرف به شهر پذیرای مهاجران بوده اند. بعنوان مثال کردهایی که از دهه شصت به بعد وارد تیکان تپه(تکاب) شدهاند را اکثرا کردهای سقز و دیواندره(این شهرها در قسمت غربی و جنوبی تیکان تپه قرار دارند) تشکیل می دهند، کردهای مهاجر سایینقالا(شاهیندژ) را اکثرا کردهای بوکان و سقز، کردهای مهاجر ساکن در قوشاچای(میاندوآب) را اکثرا کردهای سویوقبولاق (مهاباد) و کردهای مهاجر ساکن در سولدوز(نقده) را اکثرا کردهای سردشت و خانا(پیرانشهر) تشکیل می دهند. یعنی شهرهایی که در جریان حوادث قرن گذشته در استان آذربایجان غربی اکثرا کردنشین شدهاند همواره شهرهای ترکنشین مشرف به شرق و شمالشرق خود را مورد هجوم قرار دادهاند. با نگاهی به نقشه ائتنیک و نه تاریخی آذربایجان جنوبی اثرات این مهاجرتها را خواهیم دید بطوریکه آذربایجان جنوبی به لحاظ ائتنیکی شهرهای جنوب غربی خود را تا حدودی از دست داده و این روند همچنان از جنوب غرب به طرف شمال غرب(اورمو، سلماس، خوی و ماکی) در حال سرایت است.
از طرفی هم در تحلیل اینگونه مسائل نباید عامل فاشیسم فارس را در کُردیزاسیون هدفدار اراضی تاریخی آذربایجان کمرنگ جلوه داد. فاشیسم فارس با بدست گرفتن حاکمیت در اراضی تاریخی ملت ترک آذربایجان از طرفی با غارت و چپاول معادن آذربایجان که کمترین عایدی را از این معادن نصیب ملتمان نکرده و از طرفی هم با محو زبان و فرهنگ ملت آذربایجان نزدیک به یک قرن است که سعی در نابودی کامل ملتی بنام ملت ترک آذربایجان دارد. عقب مانده نگهداشتن شهرهایی چون تیکانتپه و سایینقالا و دیگر شهرهای آذربایجان موجبات مهاجرت نیمهاجباری ترکهای منطقه به مناطق فارسنشین فراهم میآورد. رژیم پَست پان آریانیست ایران که سالهای سال است تمامی احتیاجات ضروری از جمله گاز دولت اشغالگر ارمنستان را فراهم میکند، با چپاول بزرگترین ذخیره معدن طلای خاورمیانه که در شهر تیکان تپه(معدن آقدره) واقع شده است کمترین دقتی به این منطقه نکرده و هنوز هم مردم تیکانتپه(تکاب) زمستانهای سخت تیکان تپه را بدون گاز سپری میکنند! زیرا این ارامنه که قاتلان هزاران مسلمان شیعهآذربایجانی در قرهباغ هستند و بیش از یک میلیون آذربایجانی را به زور از خانهو کاشانهشان آواره و دربدر کردهاند و وارثان همان قاتلان بیش از سیصد هزار نفر از مردم مظلوم اورومیه،خوی و سالماس هستند بیشتر از مردم ترکمسلمان آذربایجان برای فارسها اهمیت دارند. آری در جنگ هشت ساله ایران و عراق این کردها بودند که در جبههها از اراضی ایران دفاع می کردند و نه ما آذربایجانیان!!!. آری این عبدالرحمن قاسملوها بودند که در جنگ ایران ـ عراق دلیرمردانه جنگیدند و باکریها ، آذینپورهاو... بودندکه خنچر از پشت میزدند و مردم مظلوم و بیدفاع آذربایجان را به خاک و خون میکشیدند.!!!
رژیم فاشیست خوی ایران با عقبمانده نگهداشتن شهرهای آذربایجان غربی همه ساله هزاران خانواده ترک را به امید یافتن کار از شهرهایشان به سوی فارسستان روانه میسازد و از طرفی دیگر با فراهم کردن محیطی مناسب برای قاچاق در مرزها ثروت کلانی را از این راه بطور غیرمستقیم نصیب اکراد کرده و اکراد با هدف تشکیل کردستان خیالی و کذایی خود سعی دارند هرچه بیشتر این، به اصطلاح کردستان خیالی خود را به حساب اراضی تاریخی همسایگان خود پهناورتر سازند. ناگفته محسوس و قابل رویت است که مخصوصا پس از انقلاب57 سیل عظیمی از اکراد در آذربایجانغربی مشغول خرید زمینهای ترکها هستند تا در فرصتی مناسب اقدام به قتلعام دیگر ترکهایی که شهرهای آذربایجان را ترکنکردهاند کنند و کردستان خیالی!!! خود را تشکیل دهند. نکتهی قابل توجه اینست که اندک کردی که در برخی محلات شهرهایی چون تیکان تپه(تکاب)، سایین قالا(شاهین دژ)، قوشاچای(میاندوآب) و سولدوز(نقده) ساکناند هرازگاهی با ایجاد وحشت در شهرها سعی در ترس مردم تُرک این شهرها دارند که گویا که شهر ناآرام و ناامن است و میبایست شهرها را تَرک کرد مثلا چند سال پیش شخص ترکی را در سایینقالا ربوده و پس از چند روز هردو گوش وی را بریده بودند تا در درون شهر وحشت بپا کنند و به گمان خود از این طریق هم ترکها را از شهرهای ازلی و ابدی خود فراری دهند و یا سال گذشته در شهرهای تیکان تپه(تکاب)، سایین قالا(شاهین دژ)، قوشاچای(میاندوآب) اکراد موتورسوار با آمپولهای آلوده به ایدز و هپاتیتب افراد بیگناه را در اماکن عمومی مورد حمله قرار میدادند تا به نوعی در شهرها ایجاد وحشت کنند البته عاملین برخی از این حوادث دستگیر شدند ولی بایکوت خبری رسانههای رژیم اشغالگر ایران در رابطه با این حوادث معنادار بود.! موضوع دیگر فشار دستگاههای دولتی، انتظامی و قضایی در آذربایجان غربی استکه حکایت از سیاست دوگانه و کاملا طرفدارانه از اکراد تروریست را دارد. مثلا یک کرد مهاباد(سویوق بولاق) نشین حق دارد خاک آذربایجان غربی را "روژههلاتکردستان" و یا "موکریان" بنامد همچنین یک کرد بوکاننشین(نام قدیم بوکان بیگکندی است و در تقسیمات کشوری جز شهرستانهای آذربایجان غربی است) حق دارد آدرس کارخانهاش را بصورت: کردستان ـ بوکان... بنویسند و یک ترک اهل قوشاچای(میاندوآب) حق ندارند اسم مغازهاش را گونش یا هر اسم دیگری که ترکی بوده باشد انتخاب کند! همچنین یک کارخانهدار ترک اهل بیجار نمیتوند آدرس کارخانهاش را بصورت:آذربایجانـ بیجارـ... بنویسد.! همچنین جالب است بدانیم که در شهرهای آذربایجان غربی کردها حق استفاده از نامهایی همچون: بارزان، ریبوار، قاسملو، زیرک، روژان، ئهطر فهرانسهوی(عطرفرانسوی)،چییا، ئاسو،هیمن و هزاران هزار نام و نشان کردی دیگر را در نامگذاری مغازههایشان دارند. درصورتیکه ترکهای شهرهای مختلف آذربایجان غربی به علت نامگذاری ترکی مغازههایشان و آن هم نه نامو نشان سیاسی همچون بارزان و روژههلاتکردستان، تنها به دلیل استفاده از نامهایی چون گؤیقورشاغی و گونش مورد شدیدترین فشارها و تعقیبها از سوی اداره اماکن و فرمانداری شهرستانها قرار میگیرند. تمامی این مباحث نشان از سیاست دوگانه رژیم در قبال مسائل ملی به نفع کردها در آذربایجان غربی است. از سویی دیگر تقریبا هر هفته حداقل یک پاسگاه،پادگان و مراکز دولتی از سوی کردهای مسلح مورد حمله قرار میگیرد که در اکثر موارد با به قتل رسیدن فرماندهان بلند پایه در بایکوت خبری رو به فراموشی میرود و عاملین این جنایتها هیچگاه به سزای اعمالشان نمیرسند. ولی روستای اوچتپهـ یه قوشاچای(میاندوآب) صرفا بدلیل اهلحق(گوران) و ترک بودن اهالی آن، با تسلیهات سنگینی همچون توپ و تانک و مسلسل با خاک ویران می شود.!
حال در صورتیکه بنام دوستی و همسایگی و یا بنام مدنی بودن حرکت ملی آذربایجان از ارائه اینگونه تحلیلها سرباز زنیم، بنظر بنده اینبار تنها کار مفیدمان سرودن اشعاری با موضوع "وطن حسرتی" همچون "... عالم جنته دؤنسه ؛یاددان چیخماز تیکانتپه،سولدوز،سایینقالا" (بجای " ...عالم جنته دؤنسه ؛یاددان چیخماز قاراباغ" )خواهد بود تا پس از اشغال این نواحی دیگر شاعران بخواب رفتهمان زحمتی به خود ندهند.!
اگر موضوع اشغال آرام اراضی تاریخی آذربایجان جنوبی از سوی ملت تاریخ ساز آذربایجان جدی گرفته نشود در آیندهای نه چندان دور به بحرانی حتی خطرناکتر از قره باغ و کرکوک تبدیل خواهد شد. حوادث تیکان تپه(تکاب) و خبرهایی نظیر نصب مجسمه ی مولوی کرد(عراقی) در این شهر سیگنالهای خبرباش به مردم آذربایجان جنوبی ،خصوصا مردم آذربایجان غربی است. اگر سالها پیش در هنگام نامگذاری این میدان بنام شاعر کرد عراقی العصل اعتراض می کردیم امروز پایههای هیکل این شاعر کرد را همچون تیری در دل تیکان تپه، این مقدس شهر مظلوم آذربایجان فرو نمی کردند...
در راستای عملی نمودن پروژهی کردستان بزرگ اخیرا در راستای همین اشغال آرام شهرهای ترکنشین آذربایجان غربی در شهر سایین قالا(شاهین دژ) اکراد همچون عروسکهای خیمه شب بازی که توسط مشتی تروریست سلیمانیهنشین بازی داده می شوند، مشغول خرید زمینهای داخل شهر سایین قالا(شاهین دژ) در بخشهای خروجی شهر به طرف هولاسو و زمینهای کشاورزی روستاهای هولاسو، فتح آباد ،کودوللو و هاچاسو هستند. کردهای به ظاهر مظلوم که با این طور مظلومنمایی موفق به فریب حتی بخش بسیار بزرگی از مردم آذربایجان هم شدهاند پس از اشغال آرام محله موسوم به "کشتارگاه" (تا خیابان سهندغربی) در شاهین دژ و خرید و یا اجاره مغازه های واقع در فلکه و خیابان "قیام" در سایین قالا(شاهیندژ) به باور خود با این قبیل اقدامات احمقانه خواهند توانست این بخش از خاک مقدس آذربایجان جنوبی را از آذربایجان جداکرده و ضمیمه کردستان!!! خیالی خود کنند. ولی آنها سخت در اشتباه هستند. حرکت ملی آذربایجان با رشدی چشمگیر مخصوصا در سالهای اخیر و نفوذ آن در ذهنیت همگانی جوامع آذربایجان،نیات پلید احزاب تروریستمنش کردی را نقش برآب خواهد کرد.
مردم شریف و مبارز سایین قالا(شاهین دژ): آیا میدانید که امروز همان کردهای به ظاهر مظلوم که بیست سال گذشته حتی مهمان خانههایتان کردهاید به رهبری تیمی که سردسته آن تروریستی به نام "عثمان نبوی" است(ساکن صفاخانه شهرستان شاهین دژ است و در ظاهر به شغل کشاورزی مشغول است. خبرهای رسیده حاکی از فعالیت موضیانه نامبرده در راستای تبلیغ اندک کرد مهاجر ساکن در سایین قالا جهت رسیدن به اهداف شوم وتروریستی اکراد است. ) با همکاری بنگاه معاملاتی "زانیار" مشغول خرید زمینهای روستای هولاسو، فتح آباد ،کودوللو، هاچاسو و... هستند. ذکر این نقطه ضروری است که زمینهای نامبرده در بخش جنوب شرقی به سمت شرق شهر سایین قالا(شاهیندژ) واقع شدهاند و از نقاط استراتژیک در دستیابی به درون شهر از مسیر جنوبی و شرقی به حساب می آیند. اهمیت استراتژیکی روستای هولاسو به قدری است که در زمان حکومت ملی آذربایجان به رهبری پیشه وری(1324-1325) یکی از پایگاهای نظامی این حکومت در این روستا قرار داشت.
شیرمردان و شیرزنان سایین قالا(شاهیندژ) شما در حوادث دهه شصت (یعنی فتنه افکنیهای کومله و دموکرات) جواب دندان شکنی به کردهای تروریست داده اید، کوچه به کوچه خیابانهای شاهین دژ مزین به نامهای شهیدانی چون سعید باقری، حاتم سلطانی،حمید آذین پور، جهانگیر و لطفعلی سلیمانی و... است. مردم آگاه و همیشه در صحنه سایین قالا(شاهین دژ) امروز اکراد در خیابان " قیام" مشغول خرید مغازههای شما هستند، فروش زمین و مغازه شاید به نظر شما در حال حاضر هیچ مشکلی برای ترکهای منطقه بوجود نیاورد ولی تاریخ گواه اینست که با اندک ضعفی در اداره حکومت مرکزی، کردها از فرصت به دست آمده بیشترین استفاده را در هجوم به شهرهای دیگر ملل و قتل و غارت مردم بی دفاع کرده اند.
آیا میدانید که همه روستاهای مابین جاده بَی کندی(بوکان) و جاده تیکان تپه(تکاب) دارای نامهای ترکی بوده ولی متاسفانه بیشتر این روستاها و زمینهای زرخیز این مناطق توسط همین اکراد به اشغال درآمدهاند؟!. چه تضمینی دارد که تا حداکثر 50 سال دیگر روستهای مابین سایین قالا(شاهین دژ) و قوشاچای(میاندوآب) از سوی اکراد اشغال نشوند ؟. همانطور که مستحضرید در جریان حوادث دهه شصت متاسفانه بیش از نصف روستاهایی که در مسیر جاده قوشاچای(میاندوآب) به سایین قالا(شاهین دژ) در سمت غرب رودخانه جیغاتی(زرینه رود) واقع شدهاند، نظیر قازانلی، حاجیآباد و ... در نتیجه ناامنی هایی که مسبب آن احزاب تروریستی کوموله و دموکرات!!! بودند خالی از سکنه شدند و امروزه کردها اکثر این روستاها را به تصاحب خود درآورده اند. پس حس دفاع از خود و حریم خود حتی غیرآگاهانه و بصورت غریزی در هر موجود زندهای وجود دارد.تا چه رسد به اینکه موضوع مورد بحث در مورد اشرف مخلوقات انسان بوده باشد. در نتیجه هیچ تضمینی بهتر از آگاهی و در نهایت تشکیل هستههای تدافعی در محلات، ملت قهرمان ترک آذربایجان در مقابل کردهای تروریست تشنه به خونمان مدافعه نخواهد کرد. مهمترین نکته در بحث دفاع از اراضی آذربایجان اعتماد بیش از حد و بی مورد برخی از آذربایجانیان به دولت مرکزی و نیروهای وابسته به حکومت مرکزی است که ناشی از عدم وجود حافظه تاریخی و سیاسی این بخش از جامعه تُرک است که با قدرتگرفتن حرکت ملی آذربایجان این ذهنیت هم جایگاه خود را در باور ملت تُرک از دست خواهد داد. چرا که حوادث 1358 سولدوز(نقده) نشان داد که اگر اندک سلاح شکاری و کمری هم که در برخی از ترکها بود وجود نداشت، در سولدوز هیچ ترکی زنده نمی ماند و فاجعه انسانی وخیمتر از آنچه که رخ داد، می بود. و تمامی شهر به اشغال اکراد درمیآمد.
از این رو در درجه اول تا آنجا که ممکن است صاحبان زمینهای مذکور را خبردار سازید و آنها را از فروش زمینهایشان به اکراد ممانعت کنید. این کار وظیفه ملی شماست. و علاوه بر آن با اندک آگاهی دادن به مردمان شهرتان خواهید توانست از حوادث خونین بعدی محتمل جلوگیری کنید و امنیت جانی و مالی خود و اقوام خود را در مقابل اکراد مهاجر و مسلح حفظ کنید. در آخر بدانیم که دفاع از جان و مال و اراضی تاریخیمان به هر قیمت و وسیلهای هم که باشد مشروعییت نمی طلبد و هیچ چیز مشروعتر از حفظ وطن آبا و اجدادیمان نیست.
سخن آخرخطاب به اکراد و یا به عبارت بهتر این نوکران حلقه به گوش دول بزرگ در طول تاریخ است، شما اگر ا ندکی عقل در سر داشتید بجای خرید زمینهای آذربایجان در سلیمانیه زمین می خریدید، و به کوههایی که پدرانتان از آنها پایین آمدهاند پناه می بردید تا دست و پای ملت شریف آذربایجان را بیش از پیش شلوغ نمی کردید. شما تروریستها بهتر بدانید هنوز هم کم نیستند شیرمردانی همچون صمد ائیواز(1)هاکه ایرجهمدانی ها و عتاب ها(قاتلان مردم مظلوم سایین قالا در حوادث کومله و دموکرات دهه شصت) را به سزای اعمالشان برسانند.
1. (صمد ائیواز رهبر جوانمردان سایین قالا بود که در جریان حمله کومله و دموکراتها در اوایل دهه شصت به شهرهای آذربایجان غربی در این منطقه دلیرانه در مقابل اکراد مسلح ایستاد و به یاری شیرمردان منطقه کمیتهای تدافعی از مردان این شهر تشکیل داد و مانع اشغال سایین قالا از سوی کردها شد.)
